فرمان های اعجاب انگیز شاهان هخامنشی!
نوشتن در مدخل فرمان های شاهان هخامنشی در کتیبه هایشان ،مسئله ای است که با شبهه تمام می توان بر آن دخول کرد ،هرچند جاعلان بسیار آسوده بر آن ها سلطه کامل گرفته اند و به هر نحوی سعی به تدوین عقاید و منافع خود بر آن ها کرده اند.
مقصود وجود شبهه ،نبودن بسیاری از کتیبه ها در تصاویر قدیمی است که مجوز بسیاری از این کتیبه های جعلی را باطل می کند و دیگری ترجمه های جعلی که سود و منفعت پهلوی خائن را به حد کمال رسانده است.
مسئله اول که در این کتیبه ها بسیار شک برانگیز است ،برآمدن نشانی به نام فروهر برای اثبات زرتشتی بودن هخامنشیان است.
در مهر داریوش بزرگ و در کتیبه ی ماوراء جعلی بیستون می توان به وفور نشان هایی از این فروهر یافت.
رشک وقتی به آغاز می انجامد که چنین نشانی در بناهای آشوری نیز یافت می شود و پرسش هایی را مطرح می کند.
جاعلان این امر را به منظور این که مصریان از ایرانیان این طرح را دزده بودند و آشوریان برای زیبایی از آنها اقتباس کرده بودند حال با وجود این نظریه علت تصویر زیر چیست:
(به سادگی می توان نسل کشی این قوم های متمدن قدیمی توسط هخامنشیان و اقتباس بسیاری از معماری ها از ملل مغلوب را از آنها دریافت،رجوع شود به کتب پی یر بریان)
تبادل معماری های آشوری و هخامنشی به همین جا ختم نمی شود و نمی خواهیم بیشتر نکات مطالب را به این نکته اختصاص دهیم پس نتیجه می گیریم:
خدای داریوش خدایی آشوری است و یا به عبارتی بنا بر کلیه گفته هایش در کتیبه ها ،تنها لطفش بخشش سرزمین هاست.
و این نتیجه صرفا بر داریوش ختم نمی شود لذا در کتیبه ی اریارمن جد او نیز و دیگر کتیبه ها خدایی که اورمزد نام دارد و به اشتباه اهورا مزدا خوانده می شود تا حیاتی برای زرتشتیت در نظر بگیرند ،پروردگاری است آشوری مسلک که کار او بخشش زمین ها است همانند خدایان افسانه ای یونان مانند زئوس و ...
(در کتیبه ی آرشام شاه نیز این چنین به اورمزد اشاره شده است:آرشام شاه گوید :اهورا مزدا ،خدای بزرگ ،که بزرگترین خدایان است مرا شاه کرد.)
حال که دریافتیم خدای داریوش و آرشام و ... آشوری است به گل نبشته ی کوروش رجوع می کنیم که می خوانیم:
((کوروش کبیر،هارولد لمپ،ص 15:خدایان سومر و اکد که نبونید آنها را به بابل آورده و خدای خدایان را خشمناک ساخته بود ،من به خواست مردوک خدای بزرگ ،به صلح و صفا به جایگاه پسندیده اشان باز گرداندم.))
هر چند جعلیات لمپ سر به فلک کشیده ولی همین مطلب کوچک نیز بس است که موسس سلسله ی هخامنشیان یعنی کوروش را مردوخ ،مردوک پرست بدانیم و بفهمیم که شاهان پس از او از سر نوشت وی نتیجه گرفته و به خدای دیگری روی آورده اند.
محققا معلوم نیست که هخامنشیان حکومتی بر فلات ایران داشته اند یا نه،زیرا همان طور که در مقاله ی یکم اشاره کردیم ساکنین اصلی دل خوشی از آن ها نداشته اند و به آن ها مهاجم یا غارتگر می گفتند حتی در کتیبه ها نیز به برگشتن ملت ها از این سلسله اشاره شده است پس قطعا شاهان بعد کوروش به خدای دیگری روی آورده اند تا بتوانند سلطنت خود را مستحکم نمایند اما در این امر نیز موفق نبوده اند .
پایان،ادامه دارد....