مقایسته ایران بعد و قبل از اسلام!
در انجمن سایت غاصب و بدون نظارت هم میهن که هر بی سوادی دهان به فحاشی می گشاید و هر چه که در ذهن خامش می گذرد بیان می دارد و احد الناسی زیر نظر منافع خویش حق اعتراض ندارد مطلبی را مشاهده کردم و چند پست باعث شد تا خوانندگان وبلاگ بنده حقیر را به یک خنده و استهزاء از ته دل دعوت کنم تا بتوانند حداقل کمی از تهی بودن دست باستان پرستان آگاه شوند!
شروع تاپیک به این مضمون است که:
بهتر است موضوع را از چند جنبه بررسی کنیم.
1.علم و دانش:
تعداد دانشمندانی که بعد از اسلام در ایران آمدند بسیار بیشتر از دانشمندان قبل از اسلام هستند.
2.آزادی دین:
یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان در ایران بعد از اسلام با وجود همه کم و کاستی ها در انجام منایک دینی خود آزاد بودند اما در زمان ساسانی چنین آزادی ای نبود
3.در دوران ساسانی نظام طبقاتی ای وجود داشت که باسواد شدن را برای طبقات پایین جامعه ممنوع کرده بود.
من مدافع کارهایی که خلفا به اسم اسلام انچام دادند نیستم.چون آنها نماینده مسلمانان نبودند.اما کارهای آنها صدمرتبه بهتر از اعمال کسانی همچون شاپور ذوالاکتاف است.))
((اسلام را نگاه کنید، در همان بیست سال اول به اندازه ای چهره های درخشان طلوع می کند که در هزار سال ایران باستانی هرچه می گردی یکیش را نمی یابی!
۲-آزاد مطلق بودن مثه مسلمونا یا مجبور به پرداخت جزیه و ...بودن؟
۳-قرار نیست برای خوب جلوه دادن امری مقایسه بین بد و یدتر بشه
بفرض که برا طبقات پایین تحصیل ممنوع باشه یعنی یک مرزبندی بوجود وجود داشته در اسلام هم همین مرزبنذی اما از نوع دیگه و جنسیتی بوجود اومد که خیلی خطرناک بوده.مرزبنذی زن و مرد و زن رو ملک مرد دونستن و..
و یک سوال چرا همیشه میگیم که اینا نماینده اسلام نبودن و هر کاری که انجام میدن رو اگه بد باشه از اسلام مبرا و اگه خوب باشه ناشی از اون میدونیم.چرا؟))
این اواخر، در زمان انوشیروان و بعد از او به اسم چند طبیب و حکیم بر می خوریم اما چه زود دماغ سوخته می خرند! اسم ها همه خارجی است، بختیشوع و… آری، این ها دانشمندان روم شرقی اند که از ترس مسیحی شدن ژوستی نین دررفته اند و به اینجا آمده اند و دانشگاه گندی شاپور را ساخته اند، پناهندگان سیاسی اند. پس اوّلین دانشگاه ما را هم در عصر طلایی باستان، یونانی ها ساختند!))
در تمامی موارد و علی الخصوص در کتاب کامل خدمات متقابل اسلام و ایران به صحیح بودن تمام می توان یافت که اسلام تکمیل کننده ی هنر ایرانی که در اثر خون ریزی سلاطین گذشته اعم از هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان در سکوت ،خفته بود می باشد و اگر این چنین نبود نمی توان هیچ ابن سینایی در تاریخ باستان پیدا کرد و فقط خرافه های زرتشتی و هخامنشی است که در سیاهی باستان روشنگر مسلمانان است.